به گزارش خبرنگار مهر، سیده مریم گلچمن در یادداشت کوتاهی برای رهبر شهید انقلاب اسلامی نوشت: عکس آقا را گذاشتم جلویم و آه پشت آه از نهادم بلند شد. چقدر امید داشتم کتابی که یک سال تمام رویش کار کردم و بقول دهه هشتادیها صدم را برایش گذاشتم به دست آقا تقریظ بخورد. قبل از شروع ماه مبارک، رفتم راهیان نور. توی برنامه شبهای بلهبرون حاجحسین یکتا گفت: «الان از یار شلمچهایت چی میخوای؟»
بدون لحظهای مکث؛ گفتم: «تقریظ آقا..
پایم رسید به بوشهر که از تهران تماس گرفتند و گفتند: «کتاب را هدیه بردیم برای آقا.»
گفتم: «چند درصد احتمال تقریظ هست؟»
گفت: «صددرصد.»
کور از خدا چه میخواست؟ بله دو چشم بینا.
توی دلم هلهله بود و بهقول قدیمیها شَپ و کِل.
شنیده بودم آقا تندخوان است. به همین خاطر هر روز منتظر تماس بودم. گوشیام که زنگ میخورد با دل پر امید میدویدم سمت گوشی.
روز دهم ماه مبارک گوشی زنگ خورد. از تهران بود. از همان شخصی که انتظار تماسش را داشتم. سریع جواب دادم. بعد سلام علیک گفت: «خیابون کناری بیت رهبریام...»
پریدم وسط حرفش و گفتم: «خب، خب.»
گفت: «حرومیا بیتو زدن.»



نظر شما