۷ اسفند ۱۴۰۴، ۶:۰۶

جاودانه‌ها/۴

از رتبه اول کنکور تا چند قدمی به اسارت در آوردن صدام!

از رتبه اول کنکور تا چند قدمی به اسارت در آوردن صدام!

شهید محسن وزوایی جوان نخبه‌ای که جای ماندن در فضای دانشگاه، جبهه‌های جنگ را به کلاس‌های درسش ترجیح داد و دل به میدان زد تا جایی که صدام در چند قدمی کمین او مجبور شد پا به فرار بگذارد.

خبرگزاری مهر - مجله مهر: گاهی بعضی آدم‌ها آن‌قدر زود می‌آیند و آن‌قدر زود می‌روند که انگار سهم‌شان از زمین، فقط یک مأموریت کوتاه اما سرنوشت‌ساز بوده است. محسن وزوایی از همان‌ها بود؛ جوانی از دل دانشگاه که می‌توانست آرام و بی‌دغدغه در کلاس‌های درس بماند، اما کلاس را با میدان عوض کرد و تخته را با خاکریز. از آن جوان‌هایی که زور عشق و ایمانش انقدر زیاد بود که دنیا را جدی بگیرد، اما با شروع جنگ هشت ساله دفاع مقدس در نهایت این جنگ بود که او را جدی گرفت. در روزهایی که آسمان جنوب بوی باروت می‌داد، وزوایی با چشمانی که برق ایمان در آن موج می‌زد، میان نیروهایش می‌ایستاد؛ نه پشت سرشان، نه دور از خطر، که درست در خط مقدم. فرمانده‌ای که بیش از آنکه دستور بدهد، اهل عمل بود. می‌گفتند آرام حرف می‌زند، برای همین اگر نگاهی به زندگی‌نامه‌اش بیندازید او را سربازی خواهید دید که تصمیم‌هایش طوفان به پا می‌کند. در عملیات‌ها، نامش با جسارت گره خورد و قامتش با پیشروی. محسن وزوایی از آن مردانی بود که زندگی را نه به طول سال‌ها، که به عمق اثرشان سنجیدند. رفت، اما رد قدم‌هایش هنوز روی خاک فکه و دشت‌های جنوب مانده است؛ رد قدم‌های جوانی که انتخاب کرد کوتاه زندگی کند، اما محکم بایستد.

از رتبه اول کنکور تا چند قدمی به اسارت در آوردن صدام!

رتبه اول کنکور در دانشگاه شریف که چریک شد

بچه درس‌خوان‌ها و نخبه‌ها همیشه شبیه تصاویر اتوکشیده و خجالتی ذهن ما نیستند گاهی شبیه محسن وزوایی می‌شوند جوان پرهیاهو از محله نظام آباد تهران که در سال ۱۳۵۵ بعد از قبولی در کنکور با رتبه اول رشته شیمی راهی دانشگاه صنعتی شریف شد. کسی که می‌گویند به محض ورود به دانشگاه در انجمن اسلامی دانشجویان عضو شد و انقدر در تکاپوهای انقلاب نقش فعال و پررنگی را ایفا کرد که مثل یک چریک در تسخیر مراکز مختلف به دست مردم انقلاب حضور تاثیرگذاری داشت. برای همین هم بعد از پیروزی بهمن ۵۷ او جزو کسانی بود که با عنوان دانشجویان پیرو خط امام شناخته می‌شد.

از رتبه اول کنکور تا چند قدمی به اسارت در آوردن صدام!

نطق انگلیسی بر بام تسخیر لانه جاسوسی

یکی از نقطه عطف‌های محسن وزوایی در تسخیر سفارت امریکا یا همان لانه جاسوسی رقم خورد. جالب است بدانید که این شهید به خاطر تسلط بالایش روی زبان انگلیسی بعد از معصومه ابتکار به عنوان سخنگوی رسمی دانشجویان شناخته می‌شد. یکی از دوستان او درباره خاطر این اتفاق از زبان وزوایی این طور می‌گوید:«روز اشغال سفارت، دومین یا سومین نفری بود که از نرده ها کشید بالا و پرید آن طرف دیوار. همان روز به من گفت: داداشی، ما کار کوچکی نکردیم، بالای نرده‌ها که بودم احساس کردم فرشته‌های هفت آسمون دارن نگاهمون می کنن. داداشی! ما یا از روی این نرده‌ها به آسمون چنگ می‌زنیم یا با کله می‌ریم ته جهنم. معنی این حرفش را نفهمیدم، آخه بعضی وقتها محسن می‌رفت تو یک حال و هوای دیگری و بعد از مدتی سکوت، یک دفعه زبان می چرخاند و حرفی می‌زد.»

از رتبه اول کنکور تا چند قدمی به اسارت در آوردن صدام!

شهیدی که خاکریز را به میز وزارت خارجه ترجیح داد

بعد از اینکه سفارت امریکا در ۱۳ آبان به دست دانشجویان ایرانی تسخیر شد یکی از چهره‌های سرشناس در این ماجرا محسن وزوایی بود کسی که حالا تسلط بالایش به زبان انگلیسی هم به همه ثابت شده بود. برای همین اگر بین نقل قول‌های متفاوتی که پیرامون این اتفاق وجود دارد جست و جو کنید به موضوع پیشنهادات وزارت خارجه برای به کارگیری دانشجویان خط امام می‌رسید. موضوعی که شامل حال محسن وزوایی هم می‌شده تاجایی که در خاطرات مربوط به او این طور می‌گویند:« بعد از ختم غائله گروگان گیری، هر کس رفت یه گوشه و به کاری مشغول شد. سیل پیشنهادات، از وزارت خارجه کشور و... به طرفمان روانه شده بود. اما محسن رفت به پادگان ولی عصر و اسم نوشت تو سپاه پاسداران... بعد از آموزش دیدن در پادگان امام حسین پنج شش ماهی را تو مخابرات بود. محسن آنجا هم آرام نگرفت، بر و بچه های مخابرات همه شان آدم‌های درستی نبودند، محسن هم دست گذاشت تو دست برادرای پذیرش و عذر ۱۶۰- ۱۵۰ نفرشان را خواستند.»

از رتبه اول کنکور تا چند قدمی به اسارت در آوردن صدام!

وقتی صدام داشت اسیر وزوایی می‌شد

یکی از خاطرات و درخشش‌های مهم شهید وزوایی به رشادت او و همرزمانش در عملیات فتح المبین مربوط می‎شود اتفاقی که نزدیک بود صدام را در مقر خودش به اسارت ایرانی‌ها در بیاورد؛ تاجایی که برادر او طی خاطره‌ای در این باره می‌گوید: «وقتی نیروهای ایرانی توپخانه بعثی‌ها را گرفتند، شهید وزوایی درباره این موفقیت به قرارگاه مرکزی می‌گوید: ما توپخانه را فتح کردیم و همه را سالم گرفتیم. توانمان هم خیلی زیاد است. محسن حتی از فرماندهان رده بالا اجازه می‌خواهد تا به پیشروی در مواضع عراق ادامه دهد. آن‌ها پیشروی را ادامه دادند و تا عمق ۵۸ کیلومتری دشمن یعنی محل قرارگاه مرکزی بعثی‌ها در برقازه رسیدند. ارتفاعات برقازه محل ستاد اصلی قرارگاه صدام بود و صدام در آنجا حضور داشت. وقتی به صدام خبر دادند که نیروهای ایرانی پیشروی کرده‌اند و خیلی از نیروهای بعثی عراق در حال فرار است، صدام خیلی عصبانی شد و چند نفر از فرماندهان را با کلت خودش اعدام کرد. بنابراین صدام و وزیر دفاع و چند نفر با جیپ فرار کردند. وقتی که نیروهای ایرانی به قرارگاه خبر دادند که برقازه را فتح کردند، شهید صیاد شیرازی و محسن رضایی باور نکردند و گفتند: اشتباه گرفتید، شاید جای دیگر است! در خاطرات شهید صیاد شیرازی است که می‌نویسد: «وقتی این خبر را دادند، من و محسن رضایی تصمیم گرفتیم با هلی‌کوپتر برویم و با چشم ببینیم اگر دیدیم این خبر درست است، از رسانه اعلام کنیم. ما رفتیم و دیدیم بله، نیروهای وزوایی تا برقازه را فتح کرده‌اند.»

کد خبر 6759469

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • عادل IR ۱۰:۳۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۷
      روحشان شاد مردان خدایی متاسفانه الان هم داریم اندک دانشجو نما هایی.که پرچم آتش می زنن و در زمین دشمن بازی میکنن قوه قضاییه بخاطر خون شهدا با این افراد برخورد کنید همیشه مماشات کردین تا به اینجا رسیدیم.یاعلی
    • IR ۱۱:۲۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۷
      69 14
      عجب خدایا خودت مزد همه خوبان را بده تو اگاه هستی
    • IR ۱۱:۳۱ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۷
      58 7
      یاعلی اگه مردان خدایی نباشند زمین در جای خودش آرام نمی گیرد هزاران درود به ارواح پا ک شهدای بخون خفته
    • نیازی IR ۱۱:۴۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۷
      73 24
      کجاییدای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی ببینید کیا اومدن تودانشگاه شریف یکی میشه شهید وزوایی نخبه ویکی پرچم مقدس کشورمون رواتیش میزنه
    • کاوه IR ۱۲:۰۲ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۷
      46 8
      روحش شاد و یاد و نامش همیشه ماندگار
    • امیرحسین IR ۱۲:۱۱ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۷
      41 4
      روحشان شاد 💔🖤😔😢🕊🥀
    • سورنا IR ۱۲:۳۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۷
      37 4
      روحش شاد و یادش گرامی باد
    • حسین شرکایی IR ۱۲:۳۸ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۷
      40 7
      تنها افتخار امروز من اینه که با اون جماعتها هم قدم بودم روحشون شاد
      • ناصر IR ۱۴:۵۶ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۷
        26 2
        سلام انها ازجان گذشتند تا ما حالا باشیم روحه تمامی شهدا شادیادشان گرامی
    • دانسجو IR ۱۴:۵۰ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۷
      26 5
      روحشان شاد
    • احمد سالاری IR ۱۴:۵۸ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۷
      32 6
      حیف این طور افرادی ولی الان هم کم نیستند جوانان شجاع انشاالله ایران همیشه سربلند باشد و دشمنانش همه نابود شوند به حق حضرت زهرا
    • صادقی IR ۱۵:۲۲ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۷
      25 5
      روح تمامی شهیدان شاد ❤️
    • صادقی IR ۱۵:۲۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۷
      34 10
      ای خاک بر سر وطن فروشان مزدوران غرب. خون پاک همین شهیدان بوده که یک وجب از خاک ایران عزیزمان را دشمنان نتوانستن بگیرند