۵ اسفند ۱۴۰۴، ۱۴:۰۰

بازگشت به نهج‌البلاغه/۶۱؛

چه کسانی از انزواطلبی بیزارند و بار مسئولیت جامعه را بر دوش می‌کشند؟

چه کسانی از انزواطلبی بیزارند و بار مسئولیت جامعه را بر دوش می‌کشند؟

از دیدگاه نهج‌البلاغه، جامعه‌ای که نسبت به خود سخت‌گیر و نسبت به دشمن نرم باشد، دچار ارتداد هویتی شده است.

خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه: توجه دوباره به نهج‌البلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را می‌توان در سخنرانی‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای در کنگره نهج‌البلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام - که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصله‌هایی به اندازه‌ی فاصله‌ی ایمان و کفر از هم دور هستند - با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشن‌ترین حقایق اسلامی به وسیله‌ی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می‌شود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهت‌گیری‌ها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهج‌البلاغه است.

در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت می‌کنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهج‌البلاغه نیز بررسی کنیم. آنچه در ادامه می‌خواند دریافت‌هایی از مضامین عالی نهج‌البلاغه پیرامون آیه ۵۴ سوره مائده است:

آیه ۵۴ سوره مائده، یکی از کلیدی‌ترین فرازهای قرآن کریم در تبیین استراتژی بقای دین و شناسایی نخبگان تمدن‌ساز است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا مَن یَرتَدَّ مِنکُم عَن دینِهِ فَسَوفَ یَأتِی اللَّهُ بِقَومٍ یُحِبُّهُم وَیُحِبّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی المُؤمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الکافِرینَ یُجاهِدونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَلا یَخافونَ لَومَةَ لائِمٍ...».

این آیه نه تنها یک هشدار تاریخی به مسلمانان صدر اسلام، بلکه یک منشور اخلاقی و اجتماعی برای هر جامعه‌ای است که سودای حاکمیت ارزش‌های الهی را در سر دارد. تطبیق این آیه با آموزه‌های نهج‌البلاغه، منظومه‌ای فکری پدید می‌آورد که در آن «انسانِ ترازِ علوی» به عنوان مصداق بارز این «قومِ برگزیده» معرفی می‌شود. امام علی (ع) در جای‌جای نهج‌البلاغه، صفاتی را برای یاران راستین حق برمی‌شمارند که دقیقاً بازتاب‌دهنده ویژگی‌های شش‌گانه ذکر شده در این آیه است. از دیدگاه اجتماعی، این آیه خبر از یک جابه‌جایی نخبگانی می‌دهد؛ یعنی اگر جامعه‌ای از آرمان‌های خود عقب‌نشینی کند (ارتداد اجتماعی)، سنت الهی بر استبدال و جایگزینی قومی استوار است که بن‌بست‌های فرهنگی را با نیروی «محبت» و «قاطعیت» می‌شکنند.

در تبیین رابطه میان خدا و خلق، آیه ۵۴ با عبارت «یُحِبُّهُم وَیُحِبّونَهُ» آغاز می‌شود. این پیوند دوسویه عشق، زیربنای فرهنگی جامعه‌ای است که نهج‌البلاغه ترسیم می‌کند. امام علی (ع) در خطبه‌های متعددی، از جمله خطبه همام (متقین)، ریشه تمام کنش‌های اجتماعی مؤمن را در این عشق بی‌بدیل می‌جویند. آنجا که می‌فرمایند: «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ» (خالق در جانشان بزرگ و غیر او در چشمشان کوچک گشت). این نگاه فرهنگی، فرد را از وابستگی‌های مادی و ترس‌های حقیر آزاد می‌کند. وقتی محبت الهی موتور محرک یک قوم باشد، آن‌ها در تعاملات اجتماعی دچار خودخواهی نمی‌شوند. در نهج‌البلاغه، برخلاف مکاتب مادی که قدرت را ابزار سلطه می‌دانند، قدرت برخاسته از محبت الهی، ابزار خدمت است. این همان معنای «أَذِلَّةٍ عَلَی المُؤمِنینَ» است؛ یعنی تواضعی نه از سر ضعف، بلکه از سر قدرت روحی و شفقت نسبت به برادران دینی. امام در نامه ۳۱ به امام حسن (ع) بر این نکته تأکید دارند که با مردم به مهربانی رفتار کن و بال‌های تواضع خود را برای آنان بگستر. این فروتنی اجتماعی، انسجام درونی جامعه اسلامی را تضمین می‌کند و مانع از شکل‌گیری طبقات متفرعن می‌گردد.

در مقابل، صفت «أَعِزَّةٍ عَلَی الکافِرینَ» بُعد صلابت روحی و سیاسی این قوم را نشان می‌دهد. در نگاه فرهنگی نهج‌البلاغه، عزت به معنای نفوذناپذیری در برابر جریان‌های انحرافی و قدرت‌های استکباری است. امام علی (ع) در خطبه جهاد (خطبه ۲۷) با توبیخ کسانی که در برابر دشمن سست‌عنصر هستند، می‌فرمایند که هیچ قومی در خانه‌اش مورد تهاجم قرار نگرفت مگر آنکه ذلیل شد. قومِ آیه ۵۴، کسانی هستند که «عزت» خود را از بندگی خدا گرفته‌اند و لذا در برابر فشارها و تحریم‌های فرهنگی و اقتصادی دشمن، قد خم نمی‌کنند. این تقابل میان تواضع داخلی و صلابت خارجی، یک توازن استراتژیک در شخصیت اجتماعی مؤمن ایجاد می‌کند. از دیدگاه نهج‌البلاغه، جامعه‌ای که نسبت به خود سخت‌گیر و نسبت به دشمن نرم باشد، دچار ارتداد هویتی شده است. آیه ۵۴ هشدار می‌دهد که خداوند چنین جامعه‌ای را حذف و کسانی را جایگزین می‌کند که مرزهای میان خودی و بیگانه را به درستی می‌شناسند و در پاسداری از این مرزها، دچار تزلزل نمی‌شوند.

شاخصه عملیاتی این قوم در عبارت «یُجاهِدونَ فی سَبیلِ اللَّهِ» نهفته است. جهاد در نهج‌البلاغه صرفاً به معنای جنگ نظامی نیست، بلکه یک تلاش پیوسته فرهنگی و اجتماعی برای اصلاح امور است. امام در نامه ۴۷ (وصیت به حسنین) می‌فرمایند: «اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَادِ بِأَمْوَالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ وَ أَلْسِنَتِکُمْ» (خدا را خدا را درباره جهاد با مال و جان و زبان). قومِ موعود آیه ۵۴، در تمام عرصه‌های حیات اجتماعی حضور فعال دارند. آن‌ها از انزواطلبی بیزارند و بار مسئولیت جامعه را بر دوش می‌کشند. از نگاه فرهنگی، این جهاد دائمی، جامعه را از رکود و فساد مصون می‌دارد. در نهج‌البلاغه، یاوران حق با بصیرت (بصائر) معرفی می‌شوند؛ کسانی که در فتنه‌ها راه را گم نمی‌کنند. این همان پیوند میان آیه قرآن و کلام امام است که جهاد را دری از درهای بهشت می‌داند که تنها بر روی خواصِ اولیای الهی گشوده می‌شود؛ همان «قومی» که خداوند به آن‌ها مباهات می‌کند.

یکی از چالش‌برانگیزترین ابعاد اجتماعی برای اصلاح‌گران، مواجهه با افکار عمومی و فشارهای روانی است که در آیه با عبارت «وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ» (از سرزنش هیچ ملامت‌گری نمی‌هراسند) بیان شده است. در نهج‌البلاغه، استقلال شخصیت و ایستادگی بر سر اصول، حتی در تنهایی مطلق، ستایش شده است. امام علی (ع) خود بزرگترین الگوی این صفت هستند.

ایشان در کلامی می‌فرمایند: «لَا تَسْتَوْحِشُوا فِی طَرِیقِ الْهُدَی لِقِلَّةِ أَهْلِهِ» (در مسیر هدایت از کمی رهروان نهراسید). این یک دستورالعمل فرهنگی برای مبارزه با «جوّزدگی» و استبداد اکثریتِ نادان است. جامعه‌ای که بر اساس آیه ۵۴ شکل می‌گیرد، جامعه‌ای نیست که تحت تأثیر پروپاگاندا و ملامت‌های دشمنان یا دوستانِ ترسو، از مسیر حق منحرف شود. این نترسیدن از ملامت، به معنای لجاجت نیست، بلکه به معنای پایداری بر ارزش‌های عقلانی و وحیانی است که در نهج‌البلاغه به عنوان «صلابت در دین» یاد شده است.

در تحلیل نهایی، آیه ۵۴ سوره مائده در کنار آموزه‌های نهج‌البلاغه، نقشه‌ای برای بازسازی تمدن اسلامی ترسیم می‌کند. این قوم، که در روایات بسیاری مصداق اکمل آن‌ها امیرالمؤمنین (ع) و در آینده یاران حضرت مهدی (عج) معرفی شده‌اند، دارای یک ساختار شخصیتی یکپارچه هستند. آن‌ها در حلقه محبت الهی می‌چرخند (فرهنگ)، با مؤمنان هم‌گرا و با دشمنان واگرا هستند (ساختار اجتماعی)، اهل تلاش و پیکارند (اقتصاد و سیاست) و در نهایت، استقلال رأی و شجاعت اخلاقی دارند (روانشناسی اجتماعی). نهج‌البلاغه به ما می‌آموزد که ارتداد تنها خروج رسمی از دین نیست، بلکه هرگونه سستی در این صفات، نوعی عقب‌گرد محسوب می‌شود.

پیام فرهنگی این پیوند قرآنی-علوی برای انسان امروز این است که بقای دین و عزت جامعه، نه در گرو جمعیت زیاد، بلکه در گرو ظهور قومی است که کیفیتِ ایمانشان، جبران‌کننده کمیتِ دیگران باشد؛ قومی که فضل الهی شامل حالشان شده تا پاسدار حقیقت در پهنه تاریخ باشند.

کد خبر 6732910

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha